تبليغاتX
به نام درخشان ترین ستاره های عشق
به نام خدای مهربونی ها ...

چشم به راه تو نشستم ونشستم

قلبمم هیچ وقت نفهمید که چرا دل به تو بستم

عشق شد تارو پود وجودم

نام تو شد آهنگر قلب کوبم

تو شدی دربان چشمهایم

غیر تو هیچ کس را ندیدم که ندیدم

تو شدی عشق تو شدی رمز وجودم

سالها در نزد خدا تو شدی حاجت خوبم

تو  نبودی عاشق این دل ومن اما ...

دیوانه عشق تو بودم

کاش آن لحظه که قلبم به سرای تو قدم زد

نه نمی شود هیچگاه از این عشق گذر کرد

سایه ای لبخند خبر از حادثه تلخ می داد

من می دانم که نگاهت خنجر تلخ به قلبم می زد.

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 7:11
  به قلم: محمد  | 

.برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری